پانسیون مطالعاتی بهتر است یا کتابخانه

این روزها یکی از چیزایی که خیلی بین دانش‌آموزان کنکوری و والدینشون رایجه، رفتن به پانسیون مطالعاتی هست!

 راستش رو بخواهید  پانسیون مطالعاتی چیز جدیدی نیست و همون فضای قدیمی کتابخونه‌ی عمومی یا سالن مطالعه‌ی دانشگاه رو داره ، ولی با یک اسم جدید

پس پانسیون مطالعاتی همون فضای کتابخانه است و البته با یک ناظر (که معمولاً یه دانشجوی بچه سال هست!)  و یکسری میز و صندلی شیک‌ تر و یک تهویه‌ بهتر و صدالبته یک هزینه‌ی ماهیانه بسیار بالا!!

قضیه‌ی ناظر و مشاور؛ از یه ستاره تا یه رفیق برای چای خوردن!! :
این دقیقاً همون جاییه که پاشنه آشیل حساب میشه!!!  تبلیغات میگه «ناظر مجرب و متعهد، برنامه‌ریزی شخصی، نظارت کامل در پانسیون مطالعاتی » اما نمیگه که فقط و فقط در ماه اول واقعاً همین ناظر با انگیزه‌ست، هر نیم‌ساعت یه دور می‌زند و موبایل‌ها رو جمع می‌کند!، به همه سلام می‌دهد!، برنامه می‌دهد و حتی گاهی یک نصیحت انگیزشی می‌کند!!

دانش‌آموزها هم چون هنوز با کسی آشنا نشدند!  خجالتی و محجوب هستند همه چی روتین و خشک هست.


اما صبر کنید !

در ماه دوم در پانسیون مطالعاتی برنامه عوض می‌شود! و  ناظر دیگه اون غریبه‌ی روزهای اول نیست؛ حالا شده رفیق حلقۀ صمیمی دانش‌آموزان!!

و محصلین  هم دیگه حالا  با هم رفیق شده اند و  تازه می‌فهمند که فلانی هم رشته اش تجربی هست و ، اون یکی هم مثل من از فلان محله میاد، و اون یکی هم عاشق فلان سریال هست!! دیگه اون فاصله‌ی اولیه از بین رفته و ناظر دیگه نمیاد پشت‌سر کسی رو نگاه کند که چکار میکند!!

حالا ناظر شما در پانسیون مطالعاتی ، اگر هم بیاد، می‌نشیند کنار شما و  با که گروه شوخی می‌کند و با یک گروه چای و قهوه مینوشد!! شاید هم بساط سیگار هم یواشکی برقرار شود!!!!

 کم کم سوت و کف میاد وسط سالن یه گوشه، یه گروه دارن راجع به بازی فوتبال یا سریال مورد علاقه شان حرف می‌زنند، یه گوشه‌ی دیگه، یه گروه دارن فیلم پیشنهاد می‌دهند به هم!  ناظر هم یا به حرفاشون گوش میده یا خودش وسط میاد و یه خاطره از دوران دانشجوییش میگه که ربطی به درس ندارد! و بهترین مشاوران کنکور تهران هیچگاه پانسیون را به شما توصیه نمیکنند.
در نتیجه، فضای پانسیون مطالعاتی از یه محیط آکادمیک و متمرکز، تبدیل به یه کافی‌شاپ یا یه اتاق نشیمن بزرگ می‌شود که همه باهم دوست هستند!!

پانسیون مطالعاتی خوب

 اون نظارت دقیق اول ماه، تبدیل به یه نظارت صوری و شکلی شده که هیچ‌کس بهش اعتنا نمی‌کنه دانش‌آموز احساس امنیت می‌کنه که ناظر دیگه گیر نمی‌ده، پس موبایل رو درمیاره، چت می‌کنه، تو شبکه‌های اجتماعی می‌چرخه و گاهی با اون یکی که درس نمی‌خونه، می‌ره یه چای یا نسکافه می‌گیره بیرون و نیم‌ساعت برمی‌گرده این یعنی اتلاف وقت، نه مدیریت زمان
پول الکی؛ بیمه‌ای برای بیکاری؟


هزینه‌ی پانسیون‌ها واقعاً بالاست درمیان سرویس‌هایی که می‌دهند  یه میز، یه صندلی، یه پریز برق، یه اینترنت (که اونم یا خوب نیست یا کنترلش نمیکنن!!) و یه ناظر که تا ماه دوم عملاً بی‌اثره این یعنی هر ماه مبلغ قابل توجهی رو می‌دید توی جیب صاحب پانسیون، بدون اینکه واقعاً نتیجه‌ی مشخصی بگیرید!!
والدین فکر می‌کنن با این پول که برای پانسیون مطالعاتی خرج میکنند، دارن بهترین فضای ممکن رو برای فرزندشون فراهم می‌کنن، ولی در عمل، اگه همون پول رو خرج خرید کتابای کمک‌آموزشی خوب، شرکت تو کلاسای آنلاین با اساتید مجرب، یا حتی خرج رفتن به یه کتابخونه‌ی عمومی رایگان و خرید یه نوشیدنی گرم بکنن، نتیجه‌ش خیلی بیشتر از این حرفاست پانسیون، تبدیل به یه دغدغه‌ی مالی برای خانواده میشه که هیچ تضمینی هم برای موفقیت نداره


معایب روانی و اجتماعی که کمتر بهش پرداخته میشود:
جدا از بحث پول و نظارت، یه سری معایب دیگه هم هست که شاید به چشم نیان، ولی به مرور زمان خودشون رو نشون می‌دن:
۱- ایجاد حس کاذب امنیت: دانش‌آموز فکر می‌کنه «من که پانسیون می‌رم، پس دارم درس می‌خونم» این یه فریب بزرگه خیلی از بچه‌ها فقط برای اینکه از زیر فشار خونگی دربیان، به پانسیون پناه می‌برن می‌رن اونجا تا به خودشون و بقیه ثابت کنن که درس‌خونن، درحالیکه عمده‌ی زمانشون رو به بگو و بخند و استراحت می‌گذرونن این حس دروغین، باعث میشه وقتی نتیجه‌ی آزمون رو می‌بینن، شوکه بشن و اعتمادبه‌نفسشون پایین بیاد
۲- وابستگی به فضا: بعضی بچه‌ها اونقدر به پانسیون عادت می‌کنن که دیگه خونه نمی‌تونن درس بخونن وابستگی به اون فضای خاص، اون میز و صندلی و حتی اون شلوغی‌ها، باعث میشه انعطاف‌پذیریشون پایین بیاد مگه نه اینکه روز کنکور، باید توی حوزه‌ی امتحان که پر از آدمای غریبست، بتونی تمرکز کنی؟ اگه فقط توی یه فضای خاص بتونی درس بخونی، تو روز سرنوشت‌ساز گیر می‌کنی
۳- مقایسه‌ی ناسالم و استرس: توی پانسیون، دانش‌آموز مدام داره بچه‌های دیگه رو می‌بینه یکی کلی صفحه ورق می‌زنه، یکی با سرعت عجیبی تست می‌زنه این صحنه‌ها برای یه دانش‌آموز حساس، می‌تونه منبع استرس بشه مدام با خودش میگه «چرا من به این سرعت نمی‌رم؟ چرا اون اینقدر می‌خونه و من نه؟» درحالیکه ممکنه اون بچه فقط داره دورو برشو نگاه میکنه و تظاهر به درس خوندن داره، یا شاید سبک مطالعه‌ش متفاوته این مقایسه‌ی بی‌نتیجه، فقط آرامش روانی رو می‌گیره
۴- از بین رفتن خلوت ذهنی: خیلی از دانش‌آموزان برای یادگیری عمیق، به خلوت و سکوت مطلق نیاز دارن پانسیون‌ها، حتی اگه سکوت ظاهری حفظ بشه، پر از انرژی‌های پرت و حضور دیگرانن این حضور، تمرکز رو بر هم می‌زنه ذهن ناخودآگاه درگیر اینه که «نکنه دارن نگاهم می‌کنن»، «نکنه بلند بشم برم دستشویی، بقیه فکر کنن حوصله‌م سر رفته» این دغدغه‌های ذهنی، مثل یه وزنه‌ست که سرعت یادگیری رو کم می‌کنه
۵- بی‌برنامگی و اتلاف وقت: توی پانسیون، هیچکس بهت نمیگه «الان باید چی بخونی» ناظر فقط مراقبه که کسی مزاحم نشه، نه اینکه محتوای مطالعه رو مدیریت کنه دانش‌آموز میره اونجا با کلی کتاب، ولی نمی‌دونه از کجا شروع کنه یه ریاضی می‌خونه، خسته میشه، می‌ره فیزیک، اونم سخت میشه، می‌ره ادبیات، اونم خسته‌کننده‌ست این بلاتکلیفی، یعنی ساعتها وقت تلف کردن درحالیکه توی خونه، با یه برنامه‌ریزی دقیق شخصی، می‌تونه هر درس رو تو زمان معین خودش بخونه و جلو بره
یکم به حقیقت نزدیک‌تر شویم: خودت، بهترین ناظر خودتی!
نکته‌ای که هیچ پانسیونی بهت نمیگه اینه که موفقیت، اول از همه به خودت بستگی داره، نه به صندلی و میز و ناظر اگه اراده‌ی درس خوندن نداشته باشی، بهترین پانسیون دنیا هم نمی‌تونه کاری کنه و اگه اراده داشته باشی، توی شلوغ‌ترین خونه‌ی دنیا هم یه گوشه پیدا می‌کنی و درس می‌خونی
خونه، با همه‌ی سر و صدا و حاشیه‌هاش، یه مزیت بزرگ داره؛ آرامش و امنیت روانی توی خونه، می‌تونی هر جور که دوست داری درس بخونی با لباس راحت، با یه لیوان چای بزرگ، با موزیک ملایم (اگه بهت کمک می‌کنه)، و مهم‌تر از همه، با برنامه‌ای که خودت برای خودت می‌چینی دیگه مجبور نیستی با ناظر شوخی کنی یا منتظر باشی تا اون یکی بیاد و حرف بزنه تمام تمرکزته روی کتاب و جزوات

بیشتر بخوانیذ:

بهترین مشاوران انتخاب رشته ایران


راهکارهای جایگزین و هوشمندانه:

خب اگر محیط خانه شلوغ باشد و پانسیون مطالعاتی نرویم پس چکار کنیم؟
به جای ریختن پول توی جیب پانسیون‌ها، بیایید چندتا کار هوشمندانه بکنیم:

الف: از کتابخانه استفاده کن
 ب: خونه‌ی خودت رو به پانسیون تبدیل کن

 یه میز تمیز، یه چراغ خوب، یه ساعت برنامه‌ریزی و یه محیط ساکت به بقیه‌ی خونواده بگو تو این ساعات مزاحم نشَن خودت برنامت رو بنویس و بهش متعهد باش با یه اپلیکیشن مدیریت زمان، زمان مطالعه و استراحتت رو کنترل کن رفتن به کتابخونه‌های عمومی: خیلی از شهرها کتابخونه‌های عمومی فوق‌العاده‌ای دارن که کاملاً رایگانن یا هزینه‌ی ناچیزی دارن اونجا واقعاً سکوت برقراره، چون همه آدمای جدی میان اونجا و خبری از اون دوستی‌های الکی و بگو بخندهای پانسیون نیست گروه‌های مطالعاتی هدفمند: به جای پانسیون، با ۲ یا ۳ تا از دوستای درس‌خونت یه گروه مطالعاتی تشکیل بدید هر هفته یه روز دور هم جمع بشید و مباحث سخت رو با هم بررسی کنید این خیلی مفیدتر از اینه که هر روز رو با غریبه‌ها سر کنی استفاده از کلاس‌های آنلاین: پول پانسیون رو بذارید برای شرکت تو کلاس‌های آنلاین اساتید خوب یا تهیه‌ی پکیج‌های آزمون‌سازی که واقعاً به شما بازخورد می‌دن و نکات آموزشی دارن
حرف آخر: مگه قرار نیست برای خودمون درس بخونیم؟
راستش، قضیه پانسیون، یه کم شبیه باشگاه بدنسازیه می‌ری باشگاه، مربی بهت میگه چیکار کن، ولی اگه خودت نخوای، هیچ عضله‌ای درست نمی‌کنی حالا فرض کن باشگاه رو بدی، مربیش تا یه ماه خوبه، بعد میاد با شما بسکتبال بازی می‌کنه دیگه باشگاه رفتن چه فایده‌ای داره؟ پانسیون هم دقیقاً همینطوره اگه هدف، درس خوندنه، باید خودت رو متعهد کنی، نه پول بدی تا یکی بیاد بهت «بگه» درس بخون
نهایتاً، توصیه‌ی من اینه که سعی کن روی خودت کار کنی روی اراده‌ات، روی برنامه‌ریزی‌ات، روی تمرکزت اینا چیزایی هستن که تا آخر عمر به کارت می‌یان پانسیون، یه راه حل موقتی و بعضاً فریبندست شاید واسه یه عده‌ی خیلی کم که واقعاً خونه‌شون شرایط نداره، مفید باشه، ولی برای اکثر آدمها، نه تنها مفید نیست، بلکه ضرر هم داره پس قبل از اینکه کیف پولتو خالی کنی و وقت گرانبهات رو به بگو و بخند بدی، یکم فکر کن شاید بهترین پانسیون، همون اتاق خودته، با یه برنامه‌ی درست و حسابی و یه دل قرص کارها را جلو ببر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *